پست های اقتصاد و مالی




۷ام خرداد ۱۳۹۷ پست های اقتصاد و مالی






سایت خوان روزنامه یو بازار


تاریخ انتشار :

۱۳۹۷/۰۳/۶ ۱۹:۳۹



شماره خبر:


۳۳۹۳۶۸۴


بزرگنمایی متن خبر










فارس :


رئیس فدراسیون فوتبال به همراه نایب رئیس سوم فدراسیون با نمایندگان مجلس دیدار و گفتگو کردند.

مهدی تاج و لیلا صوفی زاده، عصر امروز در مرکز ملی فوتبال با خانم  سیاوشی و خانم ذوالقدر، نمایندگان مجلس شورای اسلامی دیدار و گفتگو کردند.

در این دیدار اعضا به بررسی وضعیت فوتسال و فوتبال بانوان پرداختند. کسب عنوان قهرمانی تیم ملی فوتسال بانوان در دومین دوره از رقابت های قهرمانی فوتسال از مواردی بود که در این نشست مطرح شد.


۷ام خرداد ۱۳۹۷ پست های اقتصاد و مالی

چنانچه بخواهیم تعداد اعضای هیات‌مدیره این ۳۰ شرکت را محاسبه کنیم باید ۱۵۰ عضو هیات‌مدیره داشته باشیم که بیمه مرکزی بتواند صلاحیت آنها را تایید کند.

آیا صنعت بیمه ۱۵۰ نیرو که بتوان با خیالی آسوده شرکت بیمه را به دست آنان سپرد، دارد؟

حتی دولت برای انتخاب رئیس کل بیمه مرکزی گزینه‌های زیادی ندارد. یک رئیس کل ۱۳ سال خدمت می‌کند و بعد از آن فقط طی ۱۰ سال چهار رئیس می‌آیند و می‌روند. وقتی در بیمه مرکزی ثبات مدیریت نداریم دیگر اوضاع شرکت‌های بیمه معلوم است.

اختلافات چند سال اخیر هیات‌مدیره شرکت‌های بیمه با مدیران عامل و تغییرات ناگهانی مدیریتی در شرکت‌های بیمه، سوالاتی را در اذهان مطرح می‌کند که آیا صنعت بیمه کشور از نیروی انسانی کافی برخوردار است؟ اگر پاسخ مثبت است، پس چرا در زمان تغییر مدیریت دریک شرکت بیمه یا تغییر سهامداری تعداد معدودی برای انتخاب وجود دارند؟ یا بدتر از آن چرا برخی از مدیران خود را برای پست جدید کاندیدا می‌کنند؟ آیا به اندازه کافی برای شرکت‌های بیمه مدیران با کفایت داریم؟

اصلا صنعت بیمه طی سال‌های گذشته برای تربیت مدیر بیمه‌ای چه تدابیری اندیشیده است؟ مسوول تربیت مدیربیمه‌ای کیست؟ بیمه مرکزی؟ خود شرکت‌ها؟ سهامداران عمده؟ دولت؟ دانشگاه‌ها؟ انجمن حرفه‌ای؟ پاسخ می‌تواند تمام این موارد باشد. البته به شرط آنکه تمام آنها زنجیروار کنار هم باشند.

از ابتدای دهه ۸۰ و بدو ورود بخش خصوصی به بازار بیمه کشور، تمام شواهد نشان داد که بخش خصوصی به‌دنبال تامین نیاز مدیریتی خود از چهار شرکت بیمه دولتی است.

در آن سال‌ها به صراحت گفته می‌شد، یک بانک یا صندوق که به‌دنبال مجوز تاسیس شرکت بیمه است، روی یک مدیر دولتی و … حساب کرده است. شاید این فرمول در سال‌های ابتدایی فعالیت بخش خصوصی پاسخ می‌داد، اما با گذشت یک دهه و ورود بی‌رویه شرکت‌های بیمه به بازار، کمبود مدیران به روشنی پیداست و سهامداران بهتر از هر کس دیگری آن را درک می‌کنند.

شاید بازار بیمه کشور ظرفیت تعداد بیشتری شرکت بیمه را دارد اما مدیر بیمه‌ای کجاست؟

بدون تعارف، تعداد مدیرانی که بتوان سکان یک شرکت بیمه را به آنها سپرد اندک است. برخی از کارشناسان نیروهای خوبی بودند و می‌شد در جای دیگری در پست دیگری از تجربه و دانش آنها استفاده کرد که پس از شکست مدیریتی در بیمه‌های خصوصی، تبدیل به مهره‌های سوخته‌ای شدند.

اگر برخی مدیران بیمه‌ای ما قدرت چانه‌زنی و اظهارنظر داشتند، در ابتدای مذاکرات از سهامداران می‌پرسیدند: شما چه مدیری می‌خواهید؟ مدیری که بتواند شرکت را در شرایط ایده‌آل نگه دارد یا اینکه تنها با هر دستوری موافق باشد؟

طی چند سال گذشته کم نبودند مدیران بیمه‌ای که بدون قید و شرط مدیریت را پذیرفتند و با کوله‌باری از پشیمانی آن سمت را ترک کردند؟

به گفته یکی از کارشناسان با سابقه صنعت بیمه، دولت، بیمه‌گران را به‌خاطر پایین بودن ضریب نفوذ بیمه نکوهش می‌کند، اما کسی نیست به مدیران دولتی بگوید، توسعه بیمه در کشور شرایط می‌خواهد. بیمه دستوری توسعه نمی‌یابد، مدیر می‌خواهد مدیری که بتواند با نگاه به اشتباهات گذشته و بررسی شرایط موجود برنامه توسعه‌ای برای آینده شرکت تدوین کند.

۷ام خرداد ۱۳۹۷ پست های اقتصاد و مالی

یو بازار: بازار نفت در هفته گذشته با خبر ملاقات وزرای نفت عربستان و روسیه و اطمینان دهی آنها به کشورهای واردکننده درخصوص جلوگیری از ایجاد کمبود عرضه نفت در بازار به پایان رسید. آنها اعلام کردند که در نشست بعدی اوپک درخصوص افزایش عرضه مذاکره خواهند کرد، چراکه قیمت های بالای نفت به زیان کشورهای مصرف کننده است و اقتصاد جهانی را تهدید می کند. این اظهارات در پی نگرانی جهان از کاهش صادرات نفت ایران بعد از خروج آمریکا از برجام و تداوم افت تولید در ونزوئلا به دلیل شرایط نابسامان اقتصادی و سیاسی این کشور گفته شد. نفت برنت ظرف یک سال گذشته نزدیک به ۵۰ درصد رشد قیمت را تجربه کرده و در هفته های اخیر توانست از مرز ۸۰ دلار نیز عبور کند. طبق برآوردهای یو بی اس، این تغییرات قیمتی، یازدهمین رشد سریع بهای نفت یا همان «شوک قیمتی» ظرف ۷۰ سال گذشته است. اما قیمت های کنونی نفت چه تاثیری بر اقتصاد جهان دارد؟ آیا قیمت های پایین متضمن رشد اقتصاد جهانی هستند؟

نفت همواره در اقتصاد جهانی نقش بسیار پیچیده ای ایفا کرده که غالبا درک آن بسیار دشوار است. در گذشته شوک های سمت عرضه و جهش های قیمتی نفت عامل بسیاری از رکودها و بحران های اقتصادی شده اند. اما در طول زمان ساز و کار تاثیر نفت بر اقتصاد تغییر کرده است. چراکه از یک سو، با گسترده شدن سبد انرژی جهان، قدرت نفت کاهش یافته و از سوی دیگر با پررنگ شدن نقش آمریکا در عرضه جهانی نفت، با توجه به حجم اقتصاد این کشور، رشد قیمت ها مانند گذشته نمی تواند اقتصاد جهان را تهدید کند. با این حال برای تاثیر مثبت قیمت نفت بر اقتصاد، با توجه به افزایش هزینه کشورهای واردکننده نفت و همچنین افزایش هزینه خانوارها سقفی وجود دارد. این در حالی است که کاهش شدید قیمت نفت نیز با توجه به تاثیر منفی آن بر تورم کشورهای مصرف کننده، کاهش درآمد کشورهای تولیدکننده و کاهش سرمایه گذاری و اشتغال در صنعت نفت آمریکا، نمی تواند تاثیر مثبتی بر اقتصاد جهانی داشته باشد.اکونومیست بر اساس بررسی های گسترده بانک سرمایهگذاری یوبی اس(UBS)  روی تاثیر قیمت نفت بر اقتصاد کشورهای جهان، اعلام می کند که تنها ثبات قیمت نفت در بازه ۵۰ تا ۷۵ دلار می تواند به اقتصاد جهانی کمک کند و قیمت های بالاتر و پایین تر از این محدوده تهدیدی برای اقتصاد جهان محسوب می شود.

نفت و اقتصادهای نوظهور

نفت همواره مولفه مهمی برای اقتصاد جهانی به خصوص برای اقتصادهای نوظهوربوده است چراکه اقتصادهای نوظهور بخش مهمی از رشد اقتصاد جهانی را به خود اختصاص می دهند. آنطور که اکونومیست می نویسد، زمانی که نگرانی درباره شاخص دلار یا بدهی های بانکی چین وجود نداشته باشد، سیاست گذاران در اقتصادهای نوظهور تمام توجه و تمرکز خود را روی رصد بازار نفت می گذارند.

بسیاری از اقتصادهای نوظهور واردکننده نفت هستند؛ برخی نیز صادرکننده آن. به عنوان یک قاعده افزایش قیمت ها به گروه اول یعنی واردکنندگان نفت آسیب می زند و افت قیمت نفت نیز خطراتی را برای گروه دوم یعنی صادرکنندگان نفت به همراه دارد. با این حال قاعده بازی در حال حاضر بسیار پیچیده تر از گذشته است و چنین رابطه مستقیمی بین قیمت نفت و رشد اقتصادی جهان وجود ندارد. برای مثال اندونزی یک واردکننده خالص نفت است، اما با در نظر گرفتن روغن پالم و زغال سنگ یک صادرکننده خالص انرژی محسوب می شود. در این میان بررسی های یو بی اس نشان می دهد که قیمت نفت با روغن پالم و زغال سنگ در یک راستا نوسان می کنند، بنابراین در مجموع افزایش قیمت ها و رسیدن آن به ۱۰۰ دلار به سود اقتصاد اندونزی خواهد بود. بر اساس این بررسی، قیمت ۱۰۰ دلاری موجب افزایش ۰.۱ درصدی رشد اقتصادی این کشور می شود؛ در حالی که قیمت ۵۰ دلاری حدود ۰.۲۵ درصد از رشد اقتصادی اندونزی میکاهد.

اما کشورهایی چون چین، هند و ترکیه که واردکننده خالص انرژی هستند، از افزایش قیمت ها متضرر خواهند شد. آنطور که بررسی های یوبی اس نشان می دهد نفت ۱۰۰دلاری به ترتیب موجب کاهش ۰.۴ درصد، ۰.۳۷ درصد و ۰.۸ درصد رشد اقتصادی این کشورها در سال ۲۰۱۹ می شود. در حالی که نفت ۵۰ دلاری حدود ۰.۱ درصد و ۰.۶ درصد رشد اقتصادی چین و ترکیه را افزایش می دهد و هیچ تاثیری بر رشد اقتصادی هند نخواهد داشت. اما آیا قیمت های پایین تر نفت به معنای افزایش رشد اقتصادی جهان خواهد بود؟

چرا قیمت های بسیار پایین رشد اقتصادی به همراه ندارد؟

صندوق بین المللی پول در میانه های سال ۲۰۱۵ یعنی زمانی که عربستان تولیدات خود را به شدت افزایش داده و بازار نفت را وارد یک جنگ بر سر سهم بازار کرده بود، اعلام کرد که قیمت های پایین نفت منجر به رشد اقتصاد جهانی خواهد شد. اقتصاددانان صندوق بین المللی پول معتقد بودند که تاثیر افت قیمت نفت بر کشورهای جهان در نهایت به رشد اقتصاد جهانی می انجامد. در واقع به باور آنها هرچند افت قیمت ها به وضوح به کشورهای صادرکننده نفت آسیب می زد اما با سود سرشاری که نصیب کشورهای واردکننده می کرد، افت رشد اقتصادی کشورهای صادرکننده جبران می شد. با این حال در سال ۲۰۱۶ با وجود رسیدن قیمت نفت به کمتر از ۳۰ دلار در برخی مقاطع، چنین اتفاقی رخ نداد. چراکه در سال ۲۰۱۶ برخلاف برآوردها رشد اقتصادی تنها حدود ۳ درصد بود که کمترین سطح بعد از بحران جهانی اقتصاد در سال ۲۰۰۸ محسوب می شود. از این رو صندوق بین المللی پول آوریل سال گذشته اعتراف کرد که انتظاراتش برای رشد شدید اقتصاد جهانی به دنبال افت قیمت نفت یک شکست تمام عیار بوده است.

آنچه در واقعیت در سال ۲۰۱۶ رخ داد، این بود که تولیدکنندگان نفت بیش از آنچه که برآورد می شد آسیب دیدند، در حالی که وارد کنندگان نفت نیز کمتر از پیش بینی ها رشد کردند و در نهایت رشد اقتصادی جهان در این سال کاهش یافت. کارشناسان صندوق بین المللی پول دلیل تاثیر منفی افت قیمت نفت بر اقتصاد کشورهای واردکننده نفت را به دلیل کاهش نرخ تورم این کشورها به دنبال افت قیمت نفت و پاسخ نامناسب سیاست های پولی این کشورها در مواجه با آن اعلام می کند. به این معنا که بانک مرکزی این کشورها آنقدری که موجب خنثی شدن تاثیر منفی تورمی افت قیمت نفت شود، نرخ بهره خود را کاهش نداده بودند.

بازیگر متفاوت اقتصاد جهانی

اما بزرگ ترین تغییر در مولفه های اقتصاد جهانی در سال های اخیر به تغییر ساختار اقتصاد آمریکا باز می گردد. یو بازار پیش از این در چندین گزارش از جمله در گزارش هایی با عنوان «چرخش نفتی اقتصاد آمریکا» و «چهره متفاوت بازیگران نفت» تغییر چهره اقتصاد این کشور را با افزایش تولید نفت بررسی کرده بود. در واقع این کشور که به دلیل بزرگی اقتصادش نقشی تعیین کننده در اقتصاد جهانی بازی می کند، در حال حاضر بیش از ۱۰.۷ میلیون بشکه در روز نفت تولید میکند و تا پایان سال جاری احتمالا عنوان «بزرگ ترین تولیدکننده نفت جهان» را از آن خود خواهد کرد.

از این رو با وجود اینکه آمریکا همچنان واردکننده خالص نفت محسوب می شود، به دلیل تاثیری که افزایش قیمت نفت بر جذب سرمایه گذاری و ایجاد اشتغال در این کشور دارد، رابطه نوسان قیمت نفت با اقتصاد آن بسیار پیچیده تر از گذشته شده است. چنین موضوعی درخصوص مکزیک نیز صادق است. این کشور نیز مانند آمریکا واردکننده خالص نفت محسوب می شود، با این حال در مکزیک نیز قیمت بالای نفت به افزایش سرمایه گذاری در این صنعت و افزایش اشتغال زایی منجر خواهد شد. از این رو است که در گزارش اکونومیست اعلام شده که در اثر رسیدن قیمت نفت به ۵۰ دلار رشد اقتصاد آمریکا و مکزیک حدود ۰.۳ درصد کاهش خواهد یافت.اما افزایش قیمت ها چه تاثیری بر اقتصاد این کشور دارد؟ بر اساس گزارش اکونومیست، حتی قیمت ۱۰۰ دلاری تاثیر مثبتی بر رشد اقتصادی آمریکا خواهد داشت، هرچند که این تاثیر بسیار جزئی است، بنابراین رشدهای اخیر قیمت نفت نه تنها تاثیر منفی بر اقتصاد آمریکا نداشته، بلکه محرک رشد اقتصادی این کشور نیز محسوب می شود. آنطور که بررسی های یوبی اس نشان می دهد در قیمت های کنونی، صنعت نفت افزایش ۰.۴ درصدی رشد اقتصادی آمریکا را به دنبال خواهد داشت و با وجود افزایش هزینه های خانورها، تنها از محل رشد قیمت نفت سال آینده ۱۰۰ تا ۱۴۸هزار شغل در آمریکا ایجاد می شود که افزایش ۱۵میلیارد دلاری درآمد خانوارهای آمریکایی را به دنبال دارد.

زیان اقتصاد آمریکا تنها در قیمت های بیش از ۱۲۰ دلاری

با این حال باید توجه داشت که به دلیل مصرف بالای نفت در آمریکا (حدود ۱۷ میلیون بشکه در روز) قیمت های بسیار بالا نیز تاثیر منفی بر اقتصاد این کشور خواهد داشت. سیث کارپنتر، اقتصاددان UBS و تیمش گفته اند، قیمت نفت باید به بیش از ۱۲۰ دلار به ازای هر بشکه برسد تا اثرات منفی بر اقتصاد ایالات متحده داشته باشد. همچنین باید توجه داشت که تاثیر تغییرات قیمت همچنین به سطح قیمتی بستگی دارد؛ به این معنا که رشد نفت از سطوح بسیار پایین و رسیدن به قیمت های بالا تاثیر متفاوتی نسبت به رشد قیمت ها در شرایطی که نفت در قیمت های بالا معامله می شود دارد؛ یعنی نفت از قیمت های گران به گران تر می رود. به طور مثال، در آمریکا بسیاری از میادین نفت در قیمت های ۴۰ دلار سودآور نیستند و به قیمت ۶۰ دلار یا بیشتر برای تولید نیازمندند. این در حالی است که بسیاری از میادینی که در قیمت ۱۲۰ دلار به تولید اقتصادی می رسند در قیمت ۱۰۰ دلار نیز می توانند به حیات خود ادامه دهند. بنابراین افزایش قیمت ها از ۴۰ دلار به ۶۰ دلار رشد قابل توجه سرمایه گذاری و اشتغال را برای این کشور به همراه دارد، در حالی که افزایش قیمت ها از ۱۰۰ دلار به ۱۲۰ دلار به نسبت تاثیر بسیار کمتری بر این مولفه ها خواهد گذاشت و از سوی دیگر رشد قیمت نفت همزمان به افزایش هزینه خانوارها منجر می شود.

با در نظر گرفتن مولفه نفت در اقتصاد آمریکا و دیگر کشورهای جهان، UBS اعلام می کند که رابطه مستقیمی بین قیمت نفت و رشد اقتصادی وجود ندارد، بلکه رابطه بین این دو مولفه به شکل منحنی است، بنابراین با توجه به محاسبات یوبی اس قیمت کمتر از ۵۰ دلار و بالاتر از ۷۵ دلار به چشم انداز اقتصاد جهانی لطمه وارد می کند و قیمت های بین این بازه به رشد اقتصادی کمک می کند. بنابراین «اگر» قیمت نفت در محدوده ای که اخیرا به آن دست یافته باقی بماند، اقتصاد جهانی با اثرات مخرب بسیار ناچیزی مواجه خواهد شد. اما این یک «اگر» بزرگ است؛ چه کسی می داند در ماه های آینده قیمت نفت به کدام سو حرکت خواهد کرد؟

* منتشر شده در روزنامه یو بازار

۷ام خرداد ۱۳۹۷ پست های اقتصاد و مالی

به گفته برخی فعالان، در برخی از مقاطع روزهای پنج‌شنبه و جمعه در معاملات پشت خطی، سکه بالای کانال دو میلیون و ۳۰ هزار تومان نیز معامله شده بود. در واقع معامله‌گران انتظار داشتند به واسطه حرکت افزایشی اونس در بازارهای جهانی، سکه تمام بهار آزادی در اولین روز هفته جاری رشد قابل توجهی را به ثبت رساند.

۷ام خرداد ۱۳۹۷ پست های اقتصاد و مالی

این زمین لرزه ساعت ۱۶ و ۳۸ دقیقه و ۶ ثانیه بعدازظهر امروز یکشنبه و در عمق هفت کیلومتری زمین رخ داد.

هنوز گزارشی از میزان خسارت های جانی یا مالی این زلزله اعلام نشده است.

شهرستان کوهپایه ای، گرمسیری و قدیمی لنده به مرکزیت شهر لنده از شهرستان های هشت گانه کهگیلویه وبویراحمد دارای جمعیتی افزون بر ۲۳ هزار نفر در فاصله حدود ۲۷۰ کیلومتری یاسوج مرکز این استان واقع شده است.

شهر لنده در جنوب غربی استان کهگیلویه و بویراحمد است.

۴۵ زلزله و پس لرزه از ۱۲ تا ۲۷ اردیبهشت امسال در شهرستان های بویراحمد، دنا و گچساران رخ داده که سبب مصدومیت بیش از ۲۸۰ نفر شده است.

از مجموع این ۴۵ زلزله و پس لرزه یک مورد بالای پنج ریشتر، سه مورد بین چهار تا پنج ریشتر، پنج مورد بین سه تا چهار ریشتر و مابقی نیز کمتر از سه ریشتر بوده‌ اند.

۷ام خرداد ۱۳۹۷ پست های اقتصاد و مالی